عشق

کجائی ای همه خوبی کجائی
به هر جائی همه مهر و صفائی...

فر

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:20 توسط فرشاد| |

اگر چه خاموشی
میدانم که مهر بانی...
فر

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:19 توسط فرشاد| |

حدیث فراقش چه گویم؟

آنکه در جانم تنیده است ! 

"فرشاد"

نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:46 توسط فرشاد| |

چه خوش گفت فردوسي پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

ميازار موري که دانه کش است

که جان دارد و جان شيرين خوش است
سعدی

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:8 توسط فرشاد| |

چه ساده دل نشسته ای به انتظار او تو
 چه ساده میکند سکوت نگار گرجی تو...

فرشاد

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:44 توسط فرشاد| |

زیباترین جای دنیا، چشماته

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 12:28 توسط فرشاد| |

تو را نظاره می کنم

 

از پشت تاریخ ...از پشت زمان

که چه گذشت بر تو و مردمانت

که چگونه تیغ زمان بر تو فرود آمد

تمام فراز و نشیب هایت

حکایت از روزگار سخت تو دارد

تو را نظاره می کنم

مردان و زنانت را می بینم

با تمام رنج ها و سختی هایشان

اما استوار و پا بر جا

و تا همیشه زنده و پاینده

تو همیشه جاری خواهی ماند

در قلب های ما...در وجودمان و در تمام هستی مان

تو را با بهار همراه می کنیم

و در کنارت جوانه می زنیم

و همانند پدرانمان

با شکوه و اقتدار

دست در دست خدا

تو را و هویت مان و زبانمان را زنده نگه می داریم

و برای همیشه پاس می داریم...

 

دلنوشته..مریم..

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 22:37 توسط فرشاد| |

هنگامی که شکوفه های عشق بر رخسار هرقلب پرتلاطمی برای خود جایی می گشاید و به جوانه می نشیند، هنگامی که بوی عطر دلاویز عشق در رگ های آدمی جریان می یابد،…

هنگامی که خورشید عشق درپهنه آسمان سینه ها می درخشد،…

وهنگامی که آوای عشق فضای قلب انسان را مترنم می سازد... آنگاه است که در می یابیم زیستن چقدر زیباست و عشق چه باشکوه و روحانی است...

عشق نمای زندگی است…

عشق عصاره ی حیات است…

عشق نوعی امیدبه زندگی و دشواری های آن است….

نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 17:43 توسط فرشاد| |

مشنو اي دوست که غير از تو مرا ياري هست
يا شب و روز بجز فکر توام کاري هست
گر بگويم که مرا با تو سر و کاري نيست
در و ديوار گواهي بدهد کاري هست
عشق سعدي نه حديثيست که پنهان ماند
داستانيست که بر هر سر بازاري هست
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:5 توسط فرشاد| |

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 2:15 توسط فرشاد| |

من ،مناجات درختان را هنگام سحر ،

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه، صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

        همه را می شنوم

                           می بینم

                                   من به این جمله نمی اندیشم!

 به تو می اندیشم

ای سرا پا همه خوبی، تک و تنها به تو می اندیشم

          همه وقت

                          همه جا

                                    من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را، تنها تو بدان

تو بیا ، تو بمان با من ، تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب

من فدای تو ،به جای همه گل ها تو بخند

اینک این من که به پای تو درافتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز ،تو بگیر ،تو ببند

تو بخواه، پاسخ چلچله ها را ،تو بگو ،قصه ابر هوا را، تو بخوان

             تو بمان با من

                               تنها تو بمان

در رگ ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است

                         آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش 

از وبلاگ:http://harfhay-del.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:37 توسط فرشاد| |

تو دوست داشتنی بودی،میدونی چرا؟ چون تو لحظه به لحظه شگفتی و ذوق و دوسداشتنی های تازه میخواستی،واین من ومجبور میکرد که بخوام برای تو بهترین باشم...

اگه اینجوری بشه چه خوب میشه,

اگه هستیم و بدم دیگه غم

توی چشمات نشینه

قلب من هی تورو کم میاره،یاد میکنه

جون توی جونش بکنن بازم تورو دوست داره

تو به ذوق میای میگی بسه دیگه،

من میگم تورو از کجات بگم ، مگه میشه تموم مبشه

ء داره سحر میشه،تورو به خوابم میبرم،

چه خوب میشه اونجا قانون نداره...

وقتی تو شاد باشی قلب من عاشق،اگه کاری کردم برای هردوشه...

اونو با شادی ترانه میکنم،یه دختر گرجی وخنده هاشو، رقصشو،ذوقشو،حال وهواشو... 

هنوز اسیر عشقی هستم که مرا از خودم آزاد کرد... 

خودم و که گم کرده بودم ، درعشق تو پیدا کردم... 

باوجود همه قانون ها و باید و نبایدها میخوام بگم دلم برات تنگه

برای چشمات برای تو،هرچی که بودی!آره دلم پیش توء 

صدای سازم معنای توست... 

از خود گزشتم واینک تو خوشبختی واین بود آرزوی من...

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 13:39 توسط فرشاد| |

  1. در زبان عرب ها چون پ نیست، پارسی را فارسی میگویند، اما چرا ما هم..!
  2. شما یکبار بگویید پارسی و بار دگر بگویید فارسی، ببینید گفتن کدامیک خوشتر ، زیباتر و ساده تر است!؟
    (زبانهای ايرانی در بستر دراز آهنگ رود آواز خوان زبان خود، هزاره ها را پيموده اند و در اين راه دراز، از هر سنگی رنگی پذيرفته اند و از هر پيچی، آ...هنگی ... و «سوده» و «ساده» به زمان شکوفايی سخن پارسی رسيده اند و بر لب و کام زبان شيرين دهنان ايرانی غلتيده اند و از نوک خانه بزرگانی چون فردوسی، رودکی، سنايی و سعدی گذشته اند ...)«فریدون جنیدی»
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:51 توسط فرشاد| |

«پهلوی »به معنای آریائی و ایرانی است و در شاهنامه همه جا از « پهلوی» معنی آریائی و ایرانی بر می آید.

زبان پهلوی، مادر زبانهای مردم ایران از کردستان و بلوچستان،گیلان و مازندران، خوزستان و آذربایجان،بلخ ، سغد و خوارزم و سمرقند، لرستان و بختیاری،کرمان و یزد و سپاهان، خوزستان ، کرمان و خراسان و

خوبست که بدانیم ایرانیان بدلایل علمی فراوان ، که اکنون پس از هزاران سال از سوی بزرگترین زبانشناسان و دانشمندان خاور شناس تایید میشود، زبان خود را زیباترین زباها میدانستند و بنابراین نغمه سرائی بلبل را سخن پهلوی میشمردند،اینک به سه شعر در این مورد توجه کنید:

شعر نخست از فردوسی در مقدمه ء داستان رستم و اسفندیار:

نگه کن سحرگاه،تا بشنوی   زبلبل، سخن گفتن پهلوی

شهر دوم از خیام:

روزی است، خوش و هوا نه گرم است و نه سرد/ ابر از رخ گلزار همی شويد گرد

بـلـبـــــــــل به زبـــــان پهـــــــلـوی، بـا گــــل زرد/ فرياد همی زند که می بايد خورد

و آخرین از حافظ:

بلبل به شاخ سرو، به گلبانگ پهل/ می خواند دوش، درس مقامات معنوی

منبع: کتاب « نامه پهلوانی »  به نگارش (فریدون جنیدی)

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 2:22 توسط فرشاد| |

منشور کورش بزرگ ،اولین اعلامیه حقوق بشر نیست!

کورش هخامنشی مردی بزرگ بود،پادشاهی نیک بود و به بردگی وکشتن و آزار مردمان فرمان نداد و کتابهای مذهبی از او بنیکی یاد کرده اند...اما سنگ نبشته ء پیدا شده از او، اعلامیه حقوق بشر نیست، بلکه او داستان گشودن بابل و آزاد کردن قوم یهود و بازگرداندن آرامش  و گرامیداشت اندیشه ء دیگران را، همچون یک برگ از تاریخ ایران ، بر آن سنگ ،نوشته است؛اما «مدعیان حقوق بشر» که در میان این نوشته سخنانی از حقوق بشر میابند، باید بدانند که سده ها و هزارها پیش از کورش، این داد در ایران بزرگ باستان  فراهم آمده و بآوئین بوده است.ونخستین « اعلامیه حقوق بشر» در نامه های ایران وابسته به هنگام خانه سازی بشر است  بنام « پَرَ داتَ »

« پَرَ » همانست که prime  انگلیسی و primier فرانسوی و prim آلمانی از آن بر آمده است که همان « نخستین باشد »؛ و « داتَ » داد و قانون است.

نرم نرم با پیشرفت کارها در ایران ، و پیدایش دین ها و دگرگونی نیک اندیشه ء ایرانی، بقانون یا داد نخستین ،بندهایی افزوده شد که در کتاب : « حقوق جهان در ایران باستان » به  نگارش : فریدون جنیدی ، ازآنها یاد شده است. دادی که کورش نیز ماننده ء هر ایرانی دیگر، سر بفرمان آن داشته است ، و بهنگام گشودن بابل، بخشی از آن را که در آن نبرد بایسته مینمود ، بکار بسته است.

بر گرفته از کتاب  « حقوق جهان در ایران باستان » به  نگارش : فریدون جنیدی

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 3:8 توسط فرشاد| |


حسین پرنیا نوازنده سنتور و آهنگساز، سال 1350 در خرم‌آباد متولد شد و تا سن ۱۴ سالگی در اندیمشک نزد استاد ندایی نواختن سنتور را آموخت.پس از آن به تهران آمد و از سال ۱۳۷۳ گروه همایون را شکل می‌داد. علاقه‌مندی به آهنگسازی موسیقی ایرانی از دیگر تجربه‌هایی بود که پرنیا خود با کنجکاوی و علاقه‌مندی آموخت.

آثار:

حسین پرنیا به اتقاق گروه همایون کنسرت‌هایی در ایران و خارج از ایران از جمله در آلمان، فرانسه، اتریش، چک، اسلوواکی، ترکیه، هند، پاکستان، قطرو امارات اجرا کرد.

پرنیا از سال‌های ابتدایی آشنایی با ایرج بسطامی چند کار مشترک با وی انجام داد که در قالب آلبوم‌های تحریر خیال، رقص آشفته وحال آشفته عرضه عمومی شد.رسوای عشق بزرگداشت استاد جلیل شهناز و آلبوم یاد برای خرابه‌های تخت جمشید و کاست اهورایی با صدای حسن حسنی و همخوانی هوروش خلیلی و نگار مهر با صدای لطیف کاظمی و نقش ماندگاربرای استاد فرامرز پایور وآلبوم ساکن جان با صدای علی جهاندار آلبوم بی کلامیک جرعه نگاه، آلبوم زخم جدایی با صدای رضا رضایی پایور و همخوانی هوروش خلیلی از دیگر آثاری است که با آهنگسازی پرنیا منتشر شده است.

پرنیا همچنین آلبوم «ذوق جنون» با صدای علی جهاندار را در کارنامه کاری خود دارد .پرنیا هم اکنون در حال تنظیم اثری است که با صدای حسین رضا اسدیبرای عرضه عمومی منتشر خواهد گردید.حسین پرنیا همچنین کتاب «دستور سنتور» همراه با سی دی آموزشی، «۲۰ تمرین برای سنتور» << چهل تمرین برای سنتور>> به بازار کتاب‌های موسیقی عرضه شده و سه کتاب «یاد»، «رقص آشفته» و «نگارین» نت نوشته مجموعه قطعات ساخته شده بی کلام وی اند که به زودی منتشر می‌شوند. 

از کارهای جدید حسین پرنیا آلبوم دا به خوانندگی رحیم عدنانی است. این آلبوم در دو بخش بختیاری و سنتی تنظیم شده است. 

.


نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:49 توسط فرشاد| |

دانشگاهي كه رايگان دانشجو مي گيرد!

(براي شناخت و پاسداري از فرهنگ كهن ايران زمين)
(روزنامه ايران، س3، ش 866،،  چهارشنبه، 1 بهمن 1376، رويه ايران زمين )

شايد در اين روزگار، عجيب باشد كه بدانيد دانشگاهي بدون كنكور و آزمون ورودي، رايگان دانشجــو  مي‌گيرد!
ولي باوركنيد كه واقعيت دارد! « بنياد نيشابور» ـ كه به همت بلند يك ايراني نيكوكار پي گرفته است ـ در شهر «تهران»  به  فرزندان ايران آموزش مي دهد تا سرزمين خويش را بهتر بشناسند و با فرهنگ كهن خويش آشناتر شوند.
بنياد فرهنگي نيشابور به رايگان دوست داران دانش را نام نويسي مي كند وبه آنها مي آموزد كه به بهاي دانش، دانش بياندوزند و بياموزند.
«بنياد نيشابور» به همت استاد «فريدون جنيدي» براي پاسداري از فرهنگ كهن ايران زمين بنيانگذاري شده است وامروزه با ياري اساتيد و دانشجويان ايراني يكي از مراكز مطرح درسطح جهاني است كه با برپايي همايش ها و نشست هاي ايران شناسي درايران و خارج از كشور به سوي شناساندن فرهنگ ارزشمند ايران به سراسر دنيا کوشيده است.  
«بنياد نيشابور» به همت استاد فريدون جنيدي دراول ديماه سال 1358ـ پس از انقلاب اسلامي ـ برپا شد.
استاد جنيدي مي گويد: درانقلاب اسلامي ديدم كه نيروي مردم بيش از نيروي حكومت است و بايد درهمه حال بر نيروي ملت تكيه كرد، چرا كه ملت دولت مي آفريند. اين باور سبب شد براي مردم وبه كمك مردم، بنياد نيشابوررا برپا كنم.
فعاليت اين بنياد درپژوهش در فرهنگ ايران از ديدگاه ايراني است. دراين پژوهش ها به يافته هاي خود ايرانيان تكيه مي شود ونه تنها به دست نوشته ها و پژوهش هايي كه بيگانگان درفرهنگ ما داشته اند و متأسفانه دربسياري از محافل علمي، بخصوص دانشگاه ها به آن تكيه مي شود.
 آثار فراواني به وسيله اين بنياد به چاپ رسيده است كه ازآن جمله: فرهنگ واژه هاي اوستايي در4 جلد و دوهزار صفحه، خودآموز خط وزبان پهلوي، خودآموز سانسكريت (باهمكاري شركت دانش)، تاريخ مهندسي درايران، جستاري در دانش كيهان وزمين درايرانويچ، واژه نامه رومانو وحدود 20 واژه نامه از زبانهاي ايراني است.
از مهمترين آثار بنياد نيشابور به نثر درآوردن داستانهاي رستم پهلوان از شاهنامه فردوسي بزرگ است كه در 11 جلد تهيه شده است و ياري فراواني به شيوه فارسي نويسي ساده وحقيقي مي كند.
اثر ويژه يي كه بنياد نيشابور عرضه كرده است «واژه نامه رومانو» است. اين واژه نامه مختصر كه حدوداً در 40 صفحه چاپ شده است، يكي از كهن ترين زبانهاي بين المللي كشورهاي آريايي را معرفي مي كند. پيشتر استادان دانشگاه تهران معتقد بودند: اين زبان يك زبان ساختگي مانند زبان «زرگري» است ولي ما با ايمان به اصالت آن كاركرديم وپس از گذشت ده سال ازسوي بخش زبانشناسي دانشگاه «گراتس» اتريش به ما نوشتند وتقاضا كردند اجازه بدهيم كه در مجله همان دانشگاه چاپ شود.
همين واکنش نشان مي دهد، واژه نامه ما توانسته است كمك هاي برتري به پژوهشهاي آنها بكند.
استاد جنيدي خاطرنشان كرد،‌ اين نخستين باراست كه اروپاييان دربرابر يك پژوهش ايراني سر فرود مي آورند وما ازاين مسأله برخود مي باليم.
فرهنگ واژه هاي اوستايي بنياد يشابور يك فرهنگ يگانه در ايران است و ويژگي هاي آن درجهان بي همتا است.
با انتشار اين فرهنگ ما توانسته ايم پس از 200 سال كه اروپاييان با استفاده از منابع ما گونه يي از زبان شناسي را به وجود آوردند و به مطالعه اوستا پرداختند، داراي يك كرسي زبان اوستايي استوار درايران بشويم.
ازديگر فعاليتهاي بنياد نيشابور تشكيل شعبه يي ازاين بنياد در تاجيكستان است كه با عرضه كتابهاي فراوان براي شناسايي ايران زمين مردم آن دياررا با ايران آشناتر مي كند. دراين كشور از فعاليتهاي بنياد نيشابور استقبال فراوان شده است.
بنياد نيشابور پيش از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق جلساتي درايران تشكيل داد به نام «نشستهاي ايران، افغانستان وتاجيكستان» كه يك سخنران اصلي وچند سخنران فرعي شعر وگفتار آوردند:
دربنياد نيشابور امروزه كلاسهاي شاهنامه خواني وآموزش زبان پهلوي به شكل رايگان داير است و علاقه مندان مي توانند براي كلاسهاي شاهنامه خواني روزهاي شنبه و براي كلاسهاي زبان پهلوي روزهاي يكشنبه ودوشنبه از ساعت 17 به اين مركز مراجعه كنند.
كلاس شاهنامه خواني از 12 سال پيش تاكنون ادامه دارد و دراين كلاسها شاهنامه تفسيرمي شود و پياپي ادامه دارد.
كلاس هاي زبان پهلوي كه تاكنون 9 دوره تشكيل شده است وهم اكنون 2 دوره همزمان برپاست كه يك دوره براي عموم است ويك دوره پس از 18 سال تأسيس اين بنياد بنابه درخواست گروه باستانشناسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران براي دانشجويان علاقه مند به آموزش زبان پهلوي برپا شده است.
استاد جنيدي درگفتگو با «ايران» ازتمام علاقه مندان به يادگيري زبان پهلوي خواست دراين كلاس ها كه دوره آن 20 جلسه است شركت كنند. چراكه كلاس آموزش زبان پهلوي براي هركس درهرگروه سني قابل استفاده است.
آرزوي بزرگ بنياد نيشابور تشكيل دانشگاهي است كه دانشجويان درآن دانش را براي دانش بياموزند نه براي گرفتن «دانشنامه» !
تدريس به شيوه متداول دردانشگاههاي کنوني انتخاب دانشجو است براي محضر يك استاد درحالي كه استاد بايد به وسيله دانشجو گزينش شود.
استاد فريدون جنيدي درپاسخ به اين سؤال كه چه آرزويي براي آينده بنياد دارد، مي گويد: من براي آينده بنياد آرزويي ندارم. آرزوي من براي ايران است. براي سرفرازي و سربلندي ايرانيان و درخشش فرهنگ ايران درجهان و چنانكه پيش از اين نيز بوده است.
چوايران نباشد تن من مباد...   حسن جبيني
    استاد فریدون جنیدی:

 

  برخي از پژوهش هاي استاد جنيدي:


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 15:39 توسط فرشاد| |

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 2:0 توسط فرشاد| |

در طول تاريخ و با توجه به شرايط اجتماعي و اقتصادی - همواره كليشه هاي رفتاري و شخصيتی به زنان تحميل شده است. به عنوان مثال فرهنگ آسيايي، "خانه دار بودن " يا " مادربودن" را براي يك زن مهم مي داند.

اين نقش گاهی چنان افراطي مي شود كه زن را به موجودی رده پايين تبديل مي كند. مثلا در فرهنگ قديم چين به زن برچسب Yin را اختصاص مي دادند كه به معناي زنانگي –لطافت– منفي بودن و تيرگي است درحالی كه مرد با برچسب Yang معرف مردانگی –روشنی- مثبت بودن و قدرت بود
اما نقش زنان در موسيقی چگونه است؟ تاريخ موسيقي غرب مهم ترين نقش را در پيشبرد موسيقی به مردان اختصاص داده است. تا قبل از سال 185 ميلادی همواره اين عبارات درمحافل موسيقايی جاری بودند:


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ساعت 13:58 توسط فرشاد| |

بعضی‌ها را نوشتم شعر شدند
 بعضی‌ها را نتوانستم بنویسم اشک شدند
 بعضی‌ها را اما نه  می‌شد نوشت  و نه  ننوشت
 آن‌ها را فقط  زیستم ! 
                                                             رویا شاه حسین‌زاده

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ساعت 21:53 توسط فرشاد| |